آموزشسبک زندگی

3 راه برای جلوگیری از دوستی های مضر

شناسایی دوست بد

بودن در یک رابطه دوستی مضر بیشتر از آنچه که فکرش را میکنید میتواند برای شما مضر باشد، سعی کنید در انتخاب دوستان‌تان هوشیار باشید.

همچنان که زمستان سرد و یخی سپری می‌شد، در محیطی گرم می‌نشتم و به سیاست‌هایی برای راهنمایی نوجوانان در دوست‌یابی می‌اندیشیدم. ما اغلب به نوجوانان توصیه می‌کنیم دوستانی را برگزینند که مثبت اندیش‌اند و دارای اعتماد به نفس واقعی هستند.

اما آیا خود ما نباید آن‌چه را که توصیه می‌کنیم، تمرین کنیم؟ بهار شده و زمان مناسبیست تا عواطف و احساسات خود را بازیابی کنیم و از گرفتاری‌هایی که همانند تار عنکبوت در اطرافمان تنیده‌ شده، رها شویم.

حرف زدن درباره‌ی‌ آن بسیار ساده‌تر از عمل به آن است، می‌دانم. گرچه همه‌ی ما قبلا بارها این را شنیده‌ایم، اما گاهی شنیدن دوباره‌ی آن البته با یک دیدگاه تازه، موثر واقع می‌شود. در زندگی خوش شانس بودم زیرا همواره زنانی استثنایی در کنارم بودند، (کمی بیش از سه دهه) دوستی‌های عمیقی را با هم سهیم شدیم.

اما گاهی یک رابطه جدید یا حتی قدیمی می‌تواند از حد، خارج شود. در این‌جا به سه مورد از مواردی اشاره می‌کنیم که می‌تواند به شناسایی دوستی‌های مضر کمک شایانی کند.

1- خودتان را از شر خون‌آشام‌های عاطفی خلاص کنید.

به‌تازگی چند مقاله درباره‌ی خون‌آشام‌های عاطفی خواندم، که مثل یک لامپ ذهنم را روشن و زیرو رو کرد. متوجه شدم بسیار خوشبختم که دوستانی چنین صمیمی و باورنکردنی دارم.

(من مسئولیت کامل نوشته‌ام را می‌پذیرم و آن‌چه را که اتفاق افتاده است قبول می‌کنم.) دوستانی که خون‌آشام‌های عاطفی‌اند با حرف‌هایشان، ایمیل‌ها و نوشته‌های پی در پی در مورد مشکلات دائمیشان، شیره‌ی جان را می‌کشند و ما را به حال غرق شده رها می‌کنند.

خون‌آشام‌های عاطفی هوشمندانه خود را به زندگی روزانه ما وارد می‌کنند، ناگهان با تکیه بر ما، در یک رابطه‌ی دو طرفه‌ی طبیعی از ما پیشی می‌گیرند. بین یک خون‌آشام عاطفی و یک دوست که روز بدی را داشته، تفاوت فراوانی وجود دارد. خون‌آشام عاطفی به‌طور مداوم برایمان غم و ناراحتی به ارمغان می‌آورد و نقش قربانی را بازی می‌کند.

اما هنگامی که نوبت ما می‌رسد، هیچ عمل متقابلی وجود ندارد. در مقابل، قصد دارد تا از طریق یک راه ناخوشایند وارد رابطه‌ایی شود که تلاشی برای آن نکرده و از شما می‌خواهد دائم به او کمک کنید.

در این‌جا یک آزمون ساده آورده‌ام، اگر همواره احساس می‌کنید هیچ گونه انرژیی ندارید، در رابطه‌تان هم هیچ انرژیی دریافت نمی‌کنید و تقویت نمی‌شوید، محدودیت‌هایی ایجاد کرده و عقب نشینی کنید.

حتما بخوانید:  هنگامی که دوستم ناراحت است چگونه با او برخورد کنم؟

2- افرادی را بیابید که اجازه می‌دهند، خودتان باشید.

اخیرا دوستی به من گفت که، او به دختر نوجوانش توصیه می‌کند تا خود را تنها با دوستانی مشغول کند که او را خوشحال می‌کنند. با این طرز فکر تا حدی موافقم، اما فکر می‌کنم این ایده دوامی ندارد. هیچکس همواره شاد نیست و دوستان واقعی شریک لحظات خوب و بد یکدیگرند.

تصور من این است که اطرافمان را با دوستانی مثبت اندیش و افرادی که اجازه می‌دهند تا خودمان باشیم، پر کنیم.

افراد بدبین دائما اندیشه‌های منفی دارند و موجب می‌شوند تا ما نیز به ناچار اظهار تاسف کنیم و منفی‌گرا شویم. این بدان معناست که ما اغلب خود واقعی‌مان را تغییر می‌دهیم. آیا باید دوستی را که درگیر کشمکش‌های عاطفیست و چون قادر به شاد کردن ما نیست، کنار بگذاریم؟

بدیهی است که نه. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی دوستی همواره ما را غمگین می‌سازد؟

به‌تازگی دریافتم که هیچ‌گاه اتفاقات خوب زندگیم را با دوستانم تقسیم نکرده‌ام و می‌خواهم روش‌های برقراری ارتباط و رفتارم را تغییر می‌دهم تا از غمیگن کردن دوستان همیشگی‌ام اجتناب کنم.

هنگامی که درباره اساس رابطه پرس و جو کردم و متوجه شدم خود واقعی من در خطر افتاده، دریافتم که زمان تغییر است. من با حس غریزی و ملموس تسکین و آسودگی به جای تاسف غرق شده بودم، گرچه عملی کردن این تصمیم برایم بسیار دشوار بود.

3- از تبدیل شدن به یک درمانگر برای دوستتان اجتناب کنید.

توازنی ظریف بین یک دوست حمایتگر و بدل شدن به درمانگر وجود دارد. در عین حال تبدیل شدن به درمانگر برای دوستان از دو جهت نادرست است. رابطه‌ی در همه حال حاضر بودن برای دیگران این تصور را پدید می‌آورد که یک رابطه‌ی بده بستان سالم در جریان است.

اجتناب از دوستی‌هایی که به‌راحتی در آن بی‌وفایی می‌شود و اجتناب از یکی شدن با دوستان از درس‌هایست که ما امیدواریم در راه برگشت از زمین بازی یاد گرفته باشید. اغلب، در زمان‌های سخت زندگی دوستان خوب از بد متمایز می‌شوند. دوستان واقعی به ما اجازه می‌دهند گاهی گریه کنیم، گاهی به مشکلاتمان بخندیم.

قطعا بین اینکه به ما بگویند “بیا این کار را با هم انجام دهیم” و وحشت از هر تماس تلفنی از سوی دوستمان، تفاوت وجود دارد، زیرا می‌دانیم که این مکالمه مانند یک جلسه درمانی به پایان خواهد رسید.

سال‌ها پیش اشتباهی مرتکب شدم (و یا درخواستی از صمیم قلب، بسته به نوع نگاه شما) به یک دوست پیشنهاد کردم که یک مشاور حرفه‌ای برای مشکلات عمیق و پی در پی‌اش بیابد. عکس‌العملش چه بود؟به من گفت: “من فقط می‌خواستم با تو درددل کنم.” من یک درمانگر حرفه‌ای نیستم، و حتی درمانگران هم، دوستانشان را درمان نمی‌کنند.

امیدوارم که این علائم بتواند به ما کمک کند تا حداقل کمی از بار عاطفی روابط مسمومان را کم کنیم و آن‌را به جایی که به آن تعلق دارد، محدود کنیم. به‌تازگی در سخنرانی مدیر سابق مدرسه‌ی راهنمایی دخترانه حضور داشتم.

پیامش واضح بود و به اندازه دانش آموزان، برای بزرگسالان هم طنین انداز شد: اطرافتان را با تایگرها(یک شخصیت کارتونی) به جای ایورها پر کنید. من در این موضوع متخصص نیستم و آرزو داشتم یک پرچم هشدار قرمز روشن وجود داشت تا به ما کمک کند که از دوستی‌های سمی در همان وهله اول اجتناب کنیم.

اما من گمان می‌کنم اگر احساس کردیم در چنین رابطه‌ایی هستیم، دوستی چندان سازنده‌ایی نداریم. علایم هشدار دهنده شما چیست؟

3 راه برای جلوگیری از دوستی های مضر
4 (80%) 2 رای

منبع
huffingtonpost
برچسب ها

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید